على محمدى خراسانى

320

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

البته ما اين بحث را در فوائدمان « 1 » بررسى كرده‌ايم ، ولى از آنجا كه از طرفى ارجاع محصّلين به آن مبحث مشكلاتى دارد « 2 » و از طرفى هم اعاده و تكرار را خالى از فايده « 3 » و افاده « 4 » نديديم ، لذا در كفايه هم تعرض مىكنيم : اشاعره مىگويند : طلب غير از اراده است و سخنشان بعداً خواهد آمد و نقد و بررسى خواهد شد . ولى به نظر ما طلب و اراده اتّحاد دارند و هيچ مغايرتى بين آنها نيست . بيان مطلب : طلب و اراده مراتبى دارند و داراى انحايى از وجود هستند كه در ذيل مىآوريم : 1 . مفهوم طلب و اراده كه عبارت است از خواستن ؛ 2 . ماهيت طلب و اراده و آنچه در جواب ما هو واقع مىشود ؛ كه در ادامه خواهد آمد ؛ 3 . مصداق ذهنىِ طلب و اراده يا طلب و ارادهء متصوّر و موجود به وجود ذهنى ؛ 4 . مصداق انشايى طلب و اراده يا طلب انشايى و ارادهء انشائيّه . 5 . مصداق حقيقى و خارجى طلب و اراده يا همان صفت نفسانيّه‌اى كه وابسته به نفس است ؛ 6 . مصداق لفظى طلب و اراده ؛ يعنى خود اين دو لفظ كه به زبان آمده و تلفّظ مىشوند ؛ 7 . مصداق كتبىِ طلب و اراده ؛ يعنى خود اين دو واژه كه به قلم آمده و نوشته مىشوند . حال مرتبهء ششم و هفتم ، يعنى مصداق لفظى و كتبى طلب و اراده يقيناً غير ديگرى است ولى اينها وجودهاى اعتبارىاند و كارى به آن نداريم . از اين دو مرحله كه بگذريم ، مدّعاى ما اين است كه طلب و اراده در جميع مراحل قبلى اتّحاد دارند . نكتهء مهم اين است كه ما نمىخواهيم بگوييم هر مرتبه‌اى از طلب با هر مرتبه‌اى از اراده اتّحاد دارند . مثلًا ارادهء حقيقى كه منصرفٌ اليهِ كلمهء اراده است با طلب انشايى كه منصرف اليه كلمهء طلب است ، قطعاً يكى نيستند ، و اين امرى است كه اظهر من الشمس است و هيچ انسان مبتدى هم بدان تفوّه نمىكند ، تا چه رسد به اهل فن و بزرگان حتّى اگر خود طلب را تنها در نظر بگيريم مرتبه‌اى از آن با مرتبهء ديگر يكى نيست ، تا چه رسد به طلب و اراده . پس منظور ما اين است كه با حفظ وحدت رتبه ، آن دو يكى هستند . يعنى اگر در هر دو ، نظر به مرتبهء انشاء داشته باشيم يكى هستند ، ارادهء مفهومى با طلب مفهومى اتّحاد دارند ، ماهيّت آن دو يكى است ، مصداق ذهنىِ آن دو يكى است ، مصداق خارجى آن دو يكى است ، مصداق انشايى آن دو يكى است . فإذا عرفت المراد من حديث العينية و الاتحاد ففى مراجعة الوجدان عند طلب شىء و الأمر به حقيقة كفاية فلا يحتاج إلى مزيد بيان و إقامة برهان فإن الإنسان لا يجد غير الإرادة القائمة بالنفس

--> ( 1 ) . الفوائد ، ص 287 - 290 . ( 2 ) . چون ممكن است نسخهء فوائد در اختيارشان نباشد يا نتوانند به‌درستى مطلب را از آن دريافت كنند و . . . . ( 3 ) . براى آنان كه حاشيه را ديده و از مطلب خبر دارند ، فائده تذكّر است . ( 4 ) . براى كسانى كه مطلب را نديده‌اند .